پیله ابریشم ...

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچمشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم

/ 10 نظر / 12 بازدید
ساناز

سلا سال نو رو با تمتم وجو دم بهت تبریک می گم سال خوبی داشته باشی[لبخند][گل]

مریم مجد

آقای سعادت وبلام شما هم زیباست .امیدوارم با تبادل لینک بتوانیم وبلاگهایمان را پربارتر کنیم. در ضمن سال نو هم مبارک

مهدی کمال آرا

سلام مجید جان سال نوتم مبارک یک خبر جالب برات دارم دیدمت می گم بهت جالب بود مثل همیشه

سلام

سلام -خوشحالم که با حرفها ی خوب شما آشنا شدم

شروین عاشق

خدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر]

شروین عاشق

راستی یادم رفت بهت بگم لینکت کردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!